
دوباره مـرغ روحم هواي كــربلا كرد دل شكسته ام را اســـير ومبــتلا كــرد
زسر گذشته اشك به لب رســيده جـانم كه هـرچه كردبامن فراق كربــلا كــرد
شـودتمام هـــستي فــداي آن دودســـتي كه غرق بوسه بااشك علي مرتضي كرد
نگشت آني آن دست جدا ازدامن دوست اگر چه تـيغ دـشمن زپـيكرش جـدا كرد
جــز از براي داور دوتا نگــشت اكـــبر چه شد كه خصـم كافر جبين او دو تا شد
سزد هـمه جوانان حــنا زخــون ببــندند كه جا به حـجله خون يتـيم مـجتبي كرد
فداي لــب آن جــواني كه درنــماز ايثار زخون وضــو گرفت وبه اكبر اقتدا كرد
فداي شـيرخواري كه وقــت جان نثاري دوچشم خود ببست ودولب به خنده واكرد
فـــداي آن شـــهيدي كه زيــر تـــيغ قاتل سرش بريده گشت وبه شيعيان دعا كرد
فداي جـــسم پاكي كه قطعه قطعه گرديد زقطــره خونـــش حـــسين را صــدا كرد



![]()
![]()
![]()

از دیده به جای اشک خون می آید
دل خون شده ،از دیده برون می آید
دل خون شد از این غصه که از قصه ی عشق
می دید که آهنگ جنون می آید
می رفت ودو چشم انتظارم بر راه
کان عمر که رفته ،باز چون می آید؟
با لاله که گفت حال ما را که چنین
دل سوخته وغرقه به خون می آید
کوتاه کن این قصه ی جان سوز ای دل
کز صحبت تو ،بوی جنون می آید
((دکتر علی شریعتی))
برایت دعا میکنم خدا از تو بگیرد هر آنچه تو را از خدا میگیرد.
آنروز که همه به دنبال چشمان زيبا هستند تو به دنبال نگاه زيبا باش
خدایا: به جامعه ام بیاموز که تنها راه به سوی تو از زمین میگذرد اما به من بیراهه ای میان بر را نشان بده.
"دکتر علي شریعتی"









